تعداد بازدید: ۲۴
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۷ - 08 September 2017
سم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی رسول الله و آله الطاهرین
 
عالیجنابان و استادان و متفکران و شرکت کنندگان در دور پنجم گفتگوی دینی بین علمای ایرانی و اسقفان سوئیسی سلام علیکم
 
موضوع سخنرانی اینجانب عبارت است از: «نقش عقلانیت حکیمانه و دینداری عاشقانه در جلوگیری از خشونت و افراطی‌گرایی»
 
امروزه در جهانی زیست می‌کنیم که متأسفانه مملو از خشونت و رفتارهای افراط‌گری است و همه ما شاهد رفتار وحشیانه نسبت به شیعیان نیجریه و جنایت‌ها در میانمار و خشونت‌های داعش در عراق و سوریه و ارتش رژیم صهیونیستی در فلسطین بودیم و هستیم.
 
خشونت با همه اقسام پنهان و آشکارش، فردی و خانوادگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و نظامی، در حکمت اسلامی به عنوان رذیلت معرفی شده است. فارابی، نخستین فیلسوف اسلامی، خشونت سیاسی موجود در سیاست‌های استبدادی را رذیلت سیاسی می‌شمارد و ملامهدی نراقی، فقیه و عالم اخلاقی در جامع‌السعادات از خشونت رفتاری به عنوان رذیلت اخلاقی یاد می‌کند و اِخوان الصفا، یکی از مکاتب فلسفه اسلامی، خشونت را به عنوان رذیلت فلسفی معرفی می‌کنند. 
 
خشونت و افراطی‌گری در جهان معاصر هم از سوی برخی از دینداران و هم از سوی پاره‌ای از سکولارها و مخالفان ادیان، مشاهده می‌شود. جنگ‌های جهانی اول و دوم که میلیون‌ها نفر را به خاک و خون کشاند و میلیون‌ها نفر دیگر را مجروح و بی‌خان و مان ساخت؛ زاییده حکومت‌ها و ایدئولوژی‌های سکولار بوده است و دینداران بیش از دیگران از این خشونت‌ها و سیاست‌های افراطی، آسیب دیدند. پس نباید فقط به خشونت‌های دینی نگریست و از خشونت‌های سکولار غافل شد و یا بر عکس تنها خشونت‌های سکولار را دید و خشونت‌های دینی را نادیده گرفت.
 
دو پرسش مهم در باب خشونت می‌توان مطرح کرد: پرسش اول اینکه منشأ خشونت چیست؟ و پرسش دوم اینکه چگونه می‌توان از خشونت جلوگیری کرد؟
 
بنده در گفتگوی دینی در واتیکان به چندین عامل مهم خشونت اشاره کردم. عواملی همچون: بی‌توجهی به مراتب ایمان، به حاشیه راندن عقلانیت، معنویت‌گریزی، تفسیر نادرست از مفهوم جهاد، فهم نادرست از مفهوم تکفیر، کاربرد عقلانیت مدرن در نظامات اجتماعی.
 
اما در این جلسه می‌خواهم به پاسخ فلاسفه اسلامی و عالمان دین اسلام نسبت به منشأ خشونت اشاره کنم.
 
فلاسفه مسلمان، کاربرد حداکثری نیروی غضب در انسان را منشأ خشونت معرفی می‌کنند. فلاسفه اسلامی از جمله بوعلی بر این باور است که باید نیروی غضب را که منشأ خشونت است، به واسطه عقل، کنترل کرد.
 
اما عقلِ کنترل کننده نیروی غضب چیست؟ عقل در برابر جهل بکار می‌رود و جهل نیز در حکمت اسلامی به معنای نادانی، بی‌سوادی، حماقت، باور خلاف واقع، بی‌تدبیری و بی‌فضیلتی بکار رفته است. پس عقل در حکمت اسلامی در مقابل جهل است و به معنای دانایی و باسوادی و خردورزی و تدبیرگری و آگاهی مطابق با واقع بکار می‌رود.
 
بدون شک، عقل با همه معانی گفته شده برای کنترل غضب و مبارزه با خشونت، لازم است. جهل یک معنای دیگری هم دارد که عبارت از بی‌فضیلتی است که منشأ اصلی غضب و خشونت در جهان معاصر است. انسان معاصر و مدرن از دانش و آگاهی و اندیشه‌های مطابق با واقع فراوانی برخوردار است؛ لکن خشونت و افراطی‌گری انسان مدرن نه تنها کمتر از انسان سنتی نشده که بیشتر هم شده است. این مطلب نشان می‌دهد که مشکل در جهل معرفت‌شناسانه و کمبود معرفت‌های مطابق با واقع نیست. پس چه کمبودی در انسان معاصر و مدرن هست که نیروی غضب انسان چیره شده و خشونت‌گرایی و افراط‌گری حداکثری پیدا کرده است؟
 
پاسخ این است که عقل به معنای فضیلت و حکمت در انسان معاصر، آسیب دیده است. جهالت اخلاقی و اعتقادی یعنی نبود فضیلت و حکمت، باعث تقویت نیروی غضب و پیدایش جهالت سیاسی و خشونت و افراطی‌گری گردیده است.
 
قران حکیم در آیه 154 سوره آل عمران از ظن و گمان جاهلی نسبت به خداوند متعال و در سوره احزاب آیه 33 از تبرج و خودآرایی جاهلی و در سوره فتح آیه 26 از حمیت و تعصب جاهلی سخن گفته است. جاهلیت در همه این آیات به معنای بی‌فضیلتی و فقدان حکمت است. گمان غیرحکیمانه و تعصب غیرحکیمانه و خودآرایی غیرحکیمانه که باعث انحراف در جامعه می‌شود؛ همه این انواع جهالت‌ها از نظر قران، مذموم است.
 
جهالت به معنای نفی فضیلت و حکمت را باید در جوامع بشری کاهش داد تا عقلانیت حکیمانه رونق یابد و با رواج عقلانیت حکیمانه، قوه غضب آدمیان کنترل گردد و از خشونت و افراطی‌گری جلوگیری شود.
 
تا اینجا دیدگاه فلاسفه اسلامی را نسبت به منشأ خشونت و چگونگی جلوگیری از آن را بیان کردم و اینک قصد دارم به اختصار دیدگاه مفسران اسلامی را نسبت به این مقوله بیان کنم.
 
برخی از مفسران قرآن و نصوص دینی بر این باورند که باید دین‌شناسی را به گونه دیگری مطرح ساخت. آغاز دین را نباید اعتقادات دینی یا احکام فقهی یا ارزش‌های اخلاقی دانست این سه رکن مهم دین بعد از طی کردن گام مهم دیگر باید ارایه گردد. این گام عبارت از محبت است که پیشوایان دین اسلام در گفته‌های خود فرمودند: «هل الدین الا الحب». دین‌شناسی محبتی و عاشقانه، نگرش اعتقادی و فقهی و اخلاقی متدینان را تکمیل می‌کند و در این صورت ارکان دین یعنی اعتقادات و احکام و اخلاق با رویکرد محبت، سبک زندگی و تمدن بشری را به سمتی می‌کشاند که خشونت غیرانسانی در جوامع نباشد.
 
خدای سبحان در سوره مریم می‌فرماید: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً» ایمان و عمل صالح را باعث محبت همگانی می‌داند. کدام ایمان و عمل صالح باعث می‌شود که انسان محبوب همگان شود؟ به نظر بنده، ایمان و عمل صالحی که با رویکرد محبت انجام گیرد و ایمانی که محبت خدا و عمل صالحی که محبت خلق خدا را به همراه داشته باشد؛ می‌تواند محبوبیت همگانی را فراهم سازد.
 
روایاتی در منابع اسلامی وجود دارد که محبت حداکثری را نشان می‌دهد. برای مثال: امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «با منافق با زبان، مدار کن و دوستی‌ات را برای مؤمن خالص ساز و اگر یهودی‌ای نیز با تو همنشین شد با او خوش مجلس باش.»  
 
بنده در این نوشتار خواستم به این نتیجه برسم که می‌توان خشونت سکولار را با عقلانیت حکیمانه و خشونت دینی را با دینداری عاشقانه مهار کرد؛ البته اگر فیلسوفان و عالمان دین این دو مدل عقلانیت و دینداری را بپذیرند و در جوامع بشری رواج کنند؛ می‌توان جامعه منهای خشونت و افراط‌گرایی را مشاهده کرد.    
 
یک جو ثمر نمی‌برد از خرمن کمال               در دل هر آن که تخم محبت نکِشته است
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
نام:
ایمیل:
* نظر: