کد خبر: ۸۶۴
مدیرانی که در حوزه سیاست خارجی برای نظام جمهوری اسلامی ایران که برآمده از انقلاب سال 57 امام روح‌الله (ره) می‌باشد، خدمت می‌کنند باید علاوه بر علم بر شاخص‌های انقلابی گری، به اصول مدیریتی لازم نیز مسلط شوند تا با تلفیق این دو بتوانند در عمل یک مدیریت انقلابی را به نمایش بگذارند.
تعداد بازدید: ۲۳
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲ - 26 August 2017


انقلابی 1 - شاخص های مدیریت انقلابی در سیاست خارجی

مدیریت و انقلابی بودن دو عنصری هستند که مختص به یک عرصه و سازمان خاص نیستند . هرجایی که افرادی دورهم گردآمده‌اند و اهدافی تعریف‌شده است، مدیریت، رکن جدایی‌ناپذیر  آن محسوب می شود. و از طرف دیگر در جمهوری اسلامی ایران، برای یک سازمان و یا هر نهاد دیگری که برای نظام جمهوری اسلامی ایران خدمت می‌کند، انقلابی­گری نیز به رکن اساسی دیگری تبدیل می‌شود. وقتی صحبت از دو عنصر مدیریت و انقلابی­گری در سیاست خارجی می­کنیم، مدیریت را در سطح ساختار و انقلابی گری را در سطح رفتار مدیران مؤثر در سیاست خارجی بررسی خواهیم کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۴ خرداد ۹۵ در حرم بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی ۵ شاخص اصلی انقلابی­گری را مطرح کردند{۱} که در این یادداشت قصد داریم به میزان توان، نشان دهیم که دستگاه وزارت خارجی و سیاست خارجی در عمل به این شاخص­ها چه گام‌هایی باید بردارد. هم­چنین، در اکثر منابع علمی برای هر مدیر ۵ وظیفه اصلی مشخص کرده‌اند که  برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،  بسیج منابع ، هدایت و کنترل می‌باشد. لذا به این موارد نیز ذیل ۵ شاخص انقلابی گری خواهیم پرداخت.

تلفیق شاخص‌های انقلابی گری و اصول مدیریتی

۱- تقوای دینی و سیاسی: حکایت مدیریت در اسلام، حکایت سیر و سلوک است؛ سیر در راهی که با نیت آغاز می‌شود و مبدأ ناقصی را به مقصدی کامل می‌رساند؛ بنابراین، راهی این راه، باید علاوه بر آشنایی با فنون ره روی، با فن ره سازی و ره بری نیز آشنا باشد{۲}. یک مدیر مسلمان انقلابی که در دستگاه سیاست خارجی خدمت می‌کند باید ۴ مرحله را طی کند تا عامل به شاخص اول باشد.

 

-اخلاص: خالص شدن از هر ناپاکی و رنگ و ناخالصی اولین گام است چراکه شناخت حق در برهه‌های حساس جز با سلامت و طهارت باطن یک شخص امکان‌پذیر نیست.

-توحید: یک مدیر انقلابی باید توحید را به‌صورت دقیق و کامل فهم کند و دائماً ذکر او « ایاک نعبد و ایاک نستعین»{۳} باشد و اگر به این رتبه رسید، عزت را جز از خدا نخواهد دید و در مقابل مستکبران و زورگویان با اعتمادبه‌نفس بیشتری ظاهر خواهد شد.

-شناخت نیاز انقلاب: اگر دو گام اول به‌خوبی برداشته شود، گام سوم که به‌مراتب سخت‌تر است، باکیفیت برداشته خواهد شد. نیازهای کشوری که نظام اسلامی در آن حاکم است، بسیار متفاوت از سایر کشورهاست که یک مدیر انقلابی باید با تکیه‌بر باطن پاک و قدرت لایزال الهی آن را شناسایی کند.

 

تجربه نشان داده است که در سیاست خارجی هرکجا برنامه‌ریزی دقیق همراه با صبر، پیشه قرارگرفته شده است نتایج قابل‌توجهی حاصل‌شده است که به‌نوعی می‌توان آن را دستاورد مدیریت انقلابی دانست.

 

-جهاد برای رفع نیازها: سه‌گام اول تدارک دیده‌شده است تا در گام چهارم نتیجه حاصل شود. یک مدیر سیاست خارجی انقلابی باید در هر حرکتی که می‌کند و هر حرفی که می‌زند، جایگاه آن را در نیل به رفع نیازهای انقلاب، کاملاً مشخص درک کند و برای رفع نیازها بجنگد.

مدیری که ۴ گام بالا را به‌درستی طی کند، در قبال مسائل جهانی نیز از جانب جمهوری اسلامی ایران مواضع اصولی را اتخاذ خواهد کرد. این‌چنین مدیری همواره قدرت مطالبه نظام عادلانه جهانی و برابری قوانین برای تمام کشورها را از جانب جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی به‌عنوان یکی از اهداف انقلابی در سیاست خارجی خواهد داشت.

 در تجربه‌ی قریب به چهل‌ساله‌ی انقلاب اسلامی هر جا بر اساس این مبانی و در مسیر الهی حرکت شد، الطاف و نعمات الهی نیز نازل گشت{۴}

 

حکایت مدیریت در اسلام، حکایت سیر و سلوک است؛ سیر در راهی که با نیت آغاز می‌شود و مبدأ ناقصی را به مقصدی کامل می‌رساند.

 

۲-  پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب: در علم مدیریت شناخت ارزش‌های سازمانی و تلاش برای عمل به آن‌ها یکی از معیارهای مهم برای سنجش میزان تعهد یک کارمند به سازمان است. در یک مقیاس بزرگ‌تر مدیران در دستگاه سیاست خارجی در هر سطحی از وزیر تا کارشناس، باید با مبانی و ارزش‌های اساسی انقلاب و اسلام آشنایی داشته باشند. راه امام خمینی (ره) و اندیشه‌های امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دو ارزش اساسی هستند که باید چراغ راه خادمان انقلاب در سیاست خارجی باشند. "سیاست نه شرقی نه غربی” به‌عنوان یک اصل انقلابی در کنار اعلام موضع همیشگی در قبال ظلم و ستم و استبداد باید همواره در سیاست خارجی مبنا قرار گیرد. عمل به مبانی و ارزش‌های انقلاب، یک اقدام انقلابی و راهگشاست و اینجاست که کنترل اهمیت پیدا می‌کنند.

سیستم دستگاه سیاست خارجی که سفرا اجزای مهم آن هستند برای رسیدن به نتیجه­ی مطلوب، باید به‌صورت همه‌جانبه پایبندی خود را به ارزش‌ها و مبانی انقلاب نشان دهند و لذا مدیران ارشد باید یک سیستم کنترل دقیق و حساس برای سنجش میزان پایبندی همکاران خود طراحی و اجرا کنند تا از انحرافات جلوگیری شوند.

 

مدیریت انقلابی در نظامی اسلامی نمی‌تواند همچون دولت‌های دیگر نظام‌ها تنها منافع ملی خود را معیار عملکرد سیاست خارجی‌اش قرار دهد.

 

۳-  همت بلند برای رسیدن به آرمان­ها: حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی) در تشریح این شاخص فرمودند: «شاخص این است که هرگز منصرف نشویم از رسیدن به آن اهداف بلند و آرمان‌های بلند؛ تسلیم نشویم در مقابل فشارها. البتّه شما وقتی‌که در یک‌راهی می‌روید که دشمنی بر سر آن راه هست، برای شما مانع ایجاد می‌کند؛ [امّا] این مانع بایستی مانع نشود از رفتن شما، از ادامه‌ی حرکت شما؛ تسلیم فشارها نشویم{۵}»

برای رسیدن به آرمان­ها در هر سطح و دستگاهی ازجمله دستگاه سیاست خارجی، برنامه‌ریزی، امری بسیار مهم و ضروری است. به همین دلیل است که مولای متقیان می‌فرمایند: عمل‌کننده­ی بدون آگاهی و برنامه، چون رونده‌ای است که در بیراهه می‌رود، پس هرچه شتاب کند از هدفش دورتر می‌شود{۶}.

 

"سیاست نه شرقی نه غربی” به‌عنوان یک اصل انقلابی در کنار اعلام موضع همیشگی در قبال ظلم و ستم و استبداد باید همواره در سیاست خارجی مبنا قرار گیرد.

انقلابی عمل کردن عین با برنامه عمل کردن است.

 

گام اول درحرکت به‌سوی هدف، داشتن ” برنامه و نقشه­ی ذهنی روشن” است تا بر اساس آن، اینکه چه چیزی، چه زمانی، کجا، چه کسی، چگونه و چه مقدار مورداستفاده قرار گیرد، به‌درستی تعیین شود{۷}. این دقیقاً مصداق اقدام انقلابی است. انقلابی عمل کردن عین با برنامه عمل کردن است.

دیپلمات‌های نماینده­ی انقلاب اسلامی ایران در هر گوشه از این کره­ی خاکی که قرار دارند باید با برنامه‌ریزی دقیق، هدفمند و هماهنگ برای برداشتن موانع از مسیر پیروزی این ملت و نظام تلاش کنند. حُسن برنامه داشتن در سیاست خارجی این است که انحراف از مسیر به‌سرعت عیان می‌شود و حتی پیشی گرفتن رقبا هم بهتر قابل‌درک و فهم می‌شود. در سایه برنامه‌ریزی ذیل مدیریت انقلابی، تحول در نظام جهانی و صدور مدل انقلاب و عزت‌آفرینی برای مسلمانان امکان‌پذیر است.

تجربه نشان داده است که در سیاست خارجی هرکجا برنامه‌ریزی دقیق همراه با صبر، پیشه قرارگرفته شده است نتایج قابل‌توجهی حاصل‌شده است که به‌نوعی می‌توان آن را دستاورد مدیریت انقلابی دانست. توفیقات و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران در سیاست‌های منطقه‌ای خود که پس از سال‌ها صبر و مقاومت و حرکت با برنامه واحد و دقیق محقق شد را می‌توان به‌عنوان مصداق بیان نمود و هم‌چنین در استفاده از قدرت نرم ، جمهوری اسلامی ایران توانسته است با استقلال‌طلبی و مقاومت در برابر مداخلات قدرت‌های غربی و درعین‌حال رشد اقتصادی و فنی (باوجود محدودیت‌های بین‌المللی)، توجه و حمایت بسیاری از ناظران را به خود، به‌مثابه‌ی یکی از نمونه‌های موفق بهره‌گیری از قدرت نرم در تعامل با کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه، جلب نماید{۸}. و در مقابل هم مواردی وجود دارد که تصمیمات باعجله اتخاذشده‌اند و وقتی این تصمیمات در بوته نقد قرار می‌گیرند، نمره قبولی نمی‌گیرند.

۴- پایبندی به استقلال کشور: کشتی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید طوری هدایت شود که خدشه‌ای به استقلال کشور وارد نشود. هدایت، یکی از اصلی‌ترین وظایف مدیران است و لذا وزیر محترم خارجه در تحقق این شاخص نقش اساسی بر عهده دارد. گفتار و کردار وزیر به‌عنوان یک عامل هدایتگر تأثیر به سزایی در بدنه­ی دستگاه سیاست خارجی کشور دارد. علاوه بر عزت طلبی و استقلال‌خواهی که باید سرلوحه تمام اقدامات سیاست خارجی باشد، استقلال‌خواهی برای دیگر کشورها نیز باید مدنظر قرار گیرد. مدیریت انقلابی در نظامی اسلامی نمی‌تواند همچون دولت‌های دیگر نظام‌ها تنها منافع ملی خود را معیار عملکرد سیاست خارجی‌اش قرار دهد.

۵- حساسیت در برابر دشمن و نقشه­ی دشمن و عدم تبعیت از آن: یکی از اصطلاحاتی که در سال‌های اخیر به‌کرات از جانب رهبر معظم انقلاب برای تشریح مدیریت کارآمد مطرح‌شده است، مدیریت جهادی است. ایشان مفهوم جهاد را این‌گونه تبیین می‌کنند: جهاد یک‌بار معنایی ویژه‌ای دارد. هر تلاشی را نمی‌شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویارویی با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشی می‌کند، دشمنی در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک‌وقت شما می‌خواهید یک تلاشی را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنی سینه‌به‌سینه شما ایستاده است؛ این می‌شود جهاد{۹}. حضور دشمن با برنامه‌های دقیق و به‌کارگیری تمام توان خود، همواره در عرصه سیاست خارجی نمایان است و حضور در چنین عرصه‌ای و پیروزی در آن مستلزم مدیریت جهادی است که این مدیریت جهادی باید با سازمان‌دهی و بسیج منابع همراه شود.

 

حسن برنامه داشتن در سیاست خارجی این است که انحراف از مسیر به‌سرعت عیان می‌شود و حتی پیشی گرفتن رقبا هم بهتر قابل‌درک و فهم می‌شود.

 

برای داشتن حساسیت در برابر نقشه دشمن سازمان‌دهی نیروها شرط اساسی است و برای پیروزی بر آن بسیج تمامی منابع و امکانات داخلی و خارجی مهم به نظر می‌آید. دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و دیگر عناصر تأثیرگذار در سیاست خارجی ایران اسلامی، برای موفقیت و نیل به اهداف و آرمان­هایش باید از تمامی منابع داخلی و خارجی استفاده کند. متخصصان در حوزه‌های مختلف در داخل کشور در بسیاری از حوزه­ها می‌توانند کمک‌حال دیپلمات‌های کشور شوند و یا همکاری فشرده با وزارتخانه‌های دیگر و هم‌چنین ارتباط تنگاتنگ با دیگر نهادهای ایرانی که در حوزه بین‌الملل به انحای مختلف نقش ایفا می‌کنند، می‌تواند بسیار کارساز باشد. مدیریت انقلابی می‌طلبد که در این مسیر از فرصت‌های موجود میان نخبگان مسلمان در دیگر کشورها نیز بهره جست و همواره برای اتحاد و همبستگی کشورهای مسلمان تلاش کرد.

 

دستگاه وزارت خارجی جمهوری اسلامی ایران و دیگر عناصر تأثیرگذار در سیاست خارجی ایران اسلامی، برای موفقیت و نیل به اهداف و آرمان­هایش باید از تمامی منابع داخلی و خارجی استفاده کند.

 

جمع‌بندی

عمل به ۵ شاخص مدیریت انقلابی مطرح‌شده از جانب امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و تلفیق آن‌ها با ۵ وظیفه اصلی مدیران می‌تواند یک مدیریت انقلابی را دستگاه سیاست خارجی ‌شکل دهد. نتیجه این نوع مدیریت نباید چیزی به‌غیراز سیاست نه شرقی نه غربی، عزت‌آفرینی برای ایران اسلامی و تمامی مسلمانان، تأثیر بر نخبگان جهان بالأخص نخبگان کشورهای مسلمان، رفع اختناق و ظلم و استبداد در نظام جهانی باشد.

با توجه به آنچه شرحش در بالا آمد، در حال حاضر و با توجه به نظم حاکم بر نظام بین­الملل تنها در سایه مدیریت انقلابی در سیاست خارجی است که می‌توان تحقق تجدید حیات اسلامی،  تحول در نظام جهانی، صدور مدل انقلاب اسلامی، ایجاد همبستگی درونی میان ملت‌ها و دولت‌های مسلمان و نهایتاً از بیخ کندن ریشه مستکبران و زورگویان را شاهد بود. بدیهی است با حاکم شدن مدیریت غیرانقلابی و بعضاً وابسته شاهد تحقق هیچ‌کدام از موارد مطرح‌شده نخواهیم بود و عایدی جز خسارت محض نخواهد شد.

مدیران و متصدیان حوزه سیاست خارجی باید علاوه بر توجه به خودسازی و علم دقیق به شاخص‌های انقلابی­گری، برای افزایش اثرگذاری و تحقق بیش‌ازپیش آرمان‌ها و اهداف انقلاب از علوم مدیریت نیز در اداره و هدایت دستگاه سیاست خارجی استفاده نمایند تا یک مدیریت انقلابی ناب به نمایش بگذارند تا ان شا الله جهانیان و بالأخص مستضعفین عالم از نتایج آن منتفع شوند.


منابع:

{۱} بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)۹۵٫۰۳٫۱۴

{۲} علی‌اصغر پور عزت، مدیریت ما، تهران: انتشارت بنیاد نهج‌البلاغه، ۱۳۹۴، چاپ پنجم، ص ۴۶

{۳} قران کریم، سوره حمد، آیه ۵

{۴}محمد بحرینی، <رزق لایحتسب و تجربه تاریخی ملت ایران>، وب‌سایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ ۲۴ اردیبهشت  ۱۳۹۶، قابل بازیابی در پیوند زیر

http://www.tabyincenter.ir/19155/

{۵} بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)۹۵٫۰۳٫۱۴

{۶} نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۴

{۷} سید محمد مقیمی، اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام، تهران: انتشارات راه دان، ۱۳۹۴، چاپ سوم، ص ۱۲۳

{۸}محمدجواد اخوان، >دستاوردهای استقامت ایران در برابر نظام سلطه<،   وب‌سایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۱، قابل بازیابی در پیوند زیر

http://www.tabyincenter.ir/12198/

{۹}در جمع مردم و کارکنان صنعت نفت عسلویه ۹۰٫۱٫۰۸

 

نام:
ایمیل:
* نظر: